السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
91
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
الأخيار » از كفوى ، « جامع السلاسل » از بدخشانى ، « توضيح الدّلائل » از شهابالدّين احمد ، « الفواتح » از ميبدى ، « السمط المجيد » از قشاشى ، « الانتباه » از ولىّاللَّه پدر دهلوى . وى اين حديث را از سلمان در كتاب ديگر خود « روضةالفردوس » روايت كرده است . در باب سيزدهم آن كتاب گويد : حديثى است كه از سلمان روايت شده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من و على از نور واحدى آفريده شديم ، چهار هزار سال پيش از آنكه خداوند آدم را بيافريند . بعد از آنكه خداوند آدم را آفريد ، اين نور را در صلب او قرار داد . ما پيوسته در يك جا بوديم تا اينكه در صلب عبدالمطّلب از يكديگر جدا شديم . پس نبوّت در من است و خلافت در على است . » « 1 » در همان كتاب ، از او روايت مىكند كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من و على نورى بوديم مطيع و فرمانبردار در پيشگاه خداوند كه آن نور خداوند را تسبيح و تقديس مىكرد . . . » « 2 » گفتار همدانى در بارهى كتاب « روضةالفردوس » : همدانى خود ارزش كتابش « روضةالفردوس » را با اين كلمات در ديباچهى آن بيان كرده است : . . . هنگامى كه كتاب « الفردوس » نوشتهى دانشمند بزرگوار ، پيشوا و رهبر پژوهشگران و حجّت محدّثان ، شجاع الملّة و الدّين ناصر السنّة ابوالمحامد شيرويه فرزند شهردار ديلمى همدانى را ديدم كه خداوند روحش را غريق رحمت كند آن را دريايى از جواهرات و گنجى از گنجينههاى لطايف يافتم ، آميخته به حقايق كلام نبوى ، كه آثار دقيق و ارزنده مصطفوى را در باغچههاى فصولش انباشته است . امّا با وجود فوايد فراوان و منافع تمامى كه داشت ، به خاطر كلمات اضافى و طول و تفصيلهاى نامناسب ، انوارش را در حال خاموشى و آثارش را در شرف فرسودگى مشاهده كردم . . . به خاطر آسانسازى يادگيرى مفاهيم الفاظ ، انگيزهى درونى و ذهنىام را به استخراج
--> ( 1 ) . روضةالفردوس خطّى . ( 2 ) . همان .